حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
730
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
كرد 000 / 400 دينار بجا ماند و خمارويه همه را به دو بخشيد و از اينجا حدس توان زد كه خرج جهاز چه مقدار بوده است . اين نشان رفاه و ثروت مصر در آن روزگار است و معلوم ميدارد كه پيشرفت صناعت و رواج تجارت و آبادى بازار تا كجا بوده است . قضاعى مورخ قرن پنجم گويد : " اكنون در همه بازار قاهره يك بند زير جامه كه بده دينار ارزد آسان نميتوان يافت . . " از سوى ديگر اين ارقام نشان ميدهد كه خمارويه در راه اين تجملنمائى دولت خويش را مفلس كرد ، تنوخى گويد : " وقتى قطر الندى ببغداد رفت خمارويه سخت به تنگنا بود كه همه ثروت خويش را ببهاى جهاز او داده بود . " بمناسبت اين عروسى در قصر خمارويه جشنها به پا شد و زنان با لباسهاى زيبا و زيورهاى گرانبها بيامدند . قطر الندى پوششى از حرير سفيد داشت با نيم تاج طلا و سرپوش مرصع و گوشوارههاى طلاى حلقهمانند و انگشترهاى طلا و بازوبندهاى مرصع سفره انداختند و گلهاى خشبو ريختند . عروس بر صدر نشست و مادرش براست و مادر بزرگش به چپ و دو ظرف بزرگ جلو ايشان نهادند ، ظروف از همه گونه غذا بود . هنگام سفر بغداد قطر الندى با مركبى مجلل از شهر قطايع كه بيشتر مردمش بتوديع دختر امير برون شده بودند راهى شد . خمارويه پيشاپيش موكب بر اسب كهر بود و شمشير حمايل داشت و نگهبانان خاص كه قباها بتن و شمشيرهاى مطلا بكمر داشتند از پى او بودند . از پى آنها سپاه بود كه مصريان و تركان زره و تير داشتند و سودانيان عباها و عمامههاى سياه . در بغداد نيز جشنهاى باشكوه بود كه بزرگان قوم در آن شركت داشتند . سرگرمىها شنا و كشتى از سرگرميهاى آن دوران بود ، در ايام مستكفى جوانان بغداد بكشتىگيرى و شنا رغبتى داشتند و در اين كار چنان مهارت يافته بودند كه بگفته سيوطى : " اجاقى را كه ديگى بر آن بود